سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
252
تاريخ ايران ( فارسى )
و به اين قسم شورش خوابيد . نتيجهء مستقيم آن اين بود كه ربقهء اطاعت ايران را محكمتر از سابق بر رقبهء يونانيهاى آسياى صغير قرار داد و اين نفاق و بىكفايتى و خيانتكارى يونانيان به داريوش و مستشاران او حق داد كه معتقد شوند تسخير يونان چندان اشكالى نخواهد داشت ليكن از آنطرف اين طغيان بآتنىها فرصت و مجال داد كه تهيهء نيروى دريائى نمايند كه بواسطه آن در جنگ بزرگى كه در پيش داشتند يونان را از خطر رهائى دهند . بعلاوه طراس و مقدونيه بواسطهء خارج شدن ايرانيها از آن ولايات استفاده كرده مجددا تحصيل آزادى نمودند . لشكركشى مردونيه بطراس 493 قبل از ميلاد بعد از حصول مقصود در رفع فتنهء يونانيهاى آسيا داريوش مصمم شد طراس و مقدونيه را دوباره مسخر كند و شايد عزم سياست آتن وارتريا را نيز داشت . پس براى لشكر ايران دو راه در پيش بود : يكى مستقيمتر يعنى از درياى اژه و در بين راه تا آتن كه فاصلهاش از بنادر آسياى صغير دويست ميل ميشد جزائر بسيار پراكنده و يقينا بر راه ديگر ترجيح داشت ، ليكن مادام كه ناوهاى يونان مقهور نشده انتقال لشكر عظيم از سوار و پياده و ذخيره و تجهيزات و غيره از راه دريا خطرناك بود . از طرف ديگر راه خشكى اگرچه طول و پيچ و خم زياد داشت ليكن سابق برين از آن راه رفته بودند و آن را ميشناختند . گذشته از اينكه ايرانيهاى آن زمان هم مثل امروز نسبت به دريا بيگانه بودند و قواى شاهنشاه را هم در خشكى از آفت و آسيب دور ميداشتند ، پس بملاحظات مزبور راه خشكى را اختيار نمودند . اول اقدامى كه كردند اين بود كه مردونيه خواهرزادهء داريوش را بطراس فرستادند و او تسلط ايران را بر آنجا دوباره مستقر نمود و الكساندر پادشاه مقدونيه را مجبور كرد تعهداتى را كه پدرش آمينتاس نسبت به داريوش نموده تجديد نمايد . بعد از آن مردونيه « 1 » عازم يونان بود ليكن طوفان دريا يك نيمه از ناوهائى را كه وسيلهء حمل لوازم لشكرى بود منهدم ساخت و پيشروى مردونيه غيرممكن شد . برحسب شيوهء تغييرناپذير داريوش كه هيچ كسرا دائما
--> ( 1 ) - Mardonius .